زیارت حرم
دیشب منو امید رفتیم زیارت حرم عکسم گرفتم نمیدونی چی شد فولی نانازم یه پارچه سبز به پنجره فولاد بسته بودن که چند تا گره داشت نیم ساعتی بود که چشم بهش بود یه دفه خانوم خادم اومد و بردیش منم گفتم میشه بدیش به من گفت یه خانوم دیگه هم اینو خاسته گفتم نصفش کن ولی به منم بده بریدش و قسمت گرشو داد به من منم بستمش دور دستم یعنی این یه نشونس؟ خیلی گریه کردم و سبک شدم ایشالا که برام نشونه باشه ...
نویسنده :
صبا بانو
4:47











